محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
415
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
مىدارند . ( و يفجّرون عيونه ) دين خداوند را در بين مردم گسترش مىدهند . ( يتواصلون بالولاية و يتلاقون بالمحبّة و يتساقون بكأس رويّة . . . ) در راه خدا دوستى و برادرى ورزيده و در انجام نيكىها هميارى كرده و يكديگر را به حق و بردبارى در راه آن سفارش مىدهند . ( لا تشوبهم الرّيبة ) آنان از بصيرت در دين برخوردارند . ( و لا تسرع فيهم الغيبة ) غيبت آدمى را به آتش جهنم مىكشاند . ( على ذلك عقد خلقهم و أخلاقهم ) آنان در ظاهر و باطن انسان واقعى هستند و همه فضايل انسانيت را در خود دارند ؛ اما غيرشان حيواناتى به شكل انسان هستند . ( فعليه يتحابّون و به يتواصلون ) آنان در اخلاق نيك و انجام نيكىها و مهربانى با يكديگر دوستى برقرار مىكنند . ( فكانوا كتفاضل البذر ينتقى فيؤخذ منه و يلقى قد ميّزه التّخليص و هذّبه التّمحيص ) واژگان « تمحيص » و « تخليص » به معناى غربال كردن و جدايى جنس خوب از بد است . اين بند مىگويد كه نيكوكاران از ساير مردم متمايز هستند ؛ همانگونه كه بذر نيك و مناسب براى كاشت از بذر نامناسب و فاقد ارزش متفاوت است . ( فليقبل امرؤ كرامة بقبولها ) اندرز مرا بپذيريد و به آن عمل كنيد تا به خير و نيكى آن دست يابيد . ( و ليحذر قارعة قبل حلولها . . . ) پيش از آمدن مرگ براى آن آماده شويد . ( فليصنع لمتحوّله و معارف منتقله ) براى آخرت بكوشيد كه به زودى به آن درخواهيد آمد . ( فطوبى لذي قلب سليم أطاع من يهديه و تجنّب من يرديه . . . ) به همه سخنان گوش فرا داده و بهترينشان را برمىگزيند ؛ چرا كه حكمت گمشده مومن است و آن را از هركس - هرچند كافر و منافق -